تبليغاتX
♥ ܓ♥ خواب عشق ♥ ܓ♥

♥ ܓ♥ خواب عشق ♥ ܓ♥

خط خطـــی هــای دلــم



خدا آن حس زیباییست كه در تاریكی صحرا

زمانی كه هراس مرگ میدزدد سكوتت را

یكی مثل نسیم دشت میگوید

كنارت هستم ای تنها ...



+نوشته شده در دوشنبه چهاردهم فروردین 1391ساعت20:58توسط █▄▀▄█▓▒░ همسفــر آتــش ░▒▓█▄▀▄█ | |


سلام به همه دوستای گلم که همیشه کنارم بودن ......

  سال نو همگی مبارک باشـهـــــ ...

توی سال جدید بهترینارو براتون آرزو میکنـــــــــم ....

امیدوارم بهترین سال زندگیتــــــــــــــــــــون باشهـــــ ....

ایشـــــــــــــــــــــالا ....




+نوشته شده در دوشنبه چهاردهم فروردین 1391ساعت20:55توسط █▄▀▄█▓▒░ همسفــر آتــش ░▒▓█▄▀▄█ | |


هر کسی را نه بدان گونه که هست احساسش می کنند ،


بدان گونه که احساسش می کنند ، هست.


http://img4up.com/up2/99345387355265821635.gif


+نوشته شده در جمعه دوازدهم اسفند 1390ساعت22:41توسط █▄▀▄█▓▒░ همسفــر آتــش ░▒▓█▄▀▄█ | |


مــــجازی شـــادیم

مــــــجازی عـــــــــاشق می شویـــــم

مجـــازی همدیگه رو دلــــداری میدیم

امــــــــــا . . .

واقـعی تنـــهاییم

واقعی درد میــــــکشیـــم

واقعی از عشقـــــــهای مجــــازی لطمه می بینیـــــم !


+نوشته شده در پنجشنبه یازدهم اسفند 1390ساعت13:3توسط █▄▀▄█▓▒░ همسفــر آتــش ░▒▓█▄▀▄█ | |


غريب است دوست داشتن...

و عجيب تر از آن است دوست داشته شدن..

وقتي مي‌دانيم کسي با جان و دل دوستمان دارد...

و نفس‌ها و صدا و نگاهمان در روح و جانش ريشه دوانده...

به بازيش مي‌گيريم هر چه او عاشق‌تر، ما سرخوش‌تر،

هر چه او دل نازک‌تر، ما بي رحم ‌تر...

تقصير از ما نيست؛

تماميِ قصه هايِ عاشقانه، اينگونه به گوشمان خوانده شده‌اند...


http://s2.picofile.com/file/7311747632/6fz6jkg0.jpg


+نوشته شده در پنجشنبه چهارم اسفند 1390ساعت20:28توسط █▄▀▄█▓▒░ همسفــر آتــش ░▒▓█▄▀▄█ | |


مَـــن سَــرم را بـ ــ ـالا میگیـــرم

 

چــــونــ بــ ـ ــازی را بــه کســی

 

بــ ــــ ـاختـــمــ کِــــه بـــا خیــ ـــ ــانـت بـُـــرده بــــود



http://s1.picofile.com/file/7262869030/34zbol5.gif



در آغـوش خـــودَم هَـسـتَـم ... 


مَــن خــودَم را دَر آغــوش گــرفـتـه ام ...


نَــه چَـنـدان بـا لـطـافَـت..


نَـــه چَـنـدان بــا مـحـبـَت ..


امَـــا وَفـــادار . . . وَفــــادار . . .  ✿





+نوشته شده در سه شنبه دوم اسفند 1390ساعت12:54توسط █▄▀▄█▓▒░ همسفــر آتــش ░▒▓█▄▀▄█ | |


یكی از معلم های ریاضی تعریف میكرد برای فوق لیسانس درس  بسیار سختی داشتیم با یكی از دوستام حالیمون نمیشد نشسته بودیم خاطرات  اوایل زناشویی مون رو تعریف میكردیم .

دوستم گفت اوایل ازدواجمون سرباز معلم بودم فقط میتونستم پنجشنبه و جمعه برم خونه

وقتی میخواستم برم  زنگ میزدم میگفتم خانوم نه آب میخام نه غذا فقط میخوام تو را در اغوش بگیرم و یه دل سیر نگات  کنم  .یه مدت همین كارمون بود تا یه روز زنگ زدم گفتم نه آب میخام نه غذافقط میخوام تو را در اغوش بگیرم و یه دل سیر نگات کنم
رسیدم خونه دیدم  چادر نمازش رو صورتشه  انداخته و داره نماز میخونه.در نماز بغلش کردم و از روی چادر هی بوسیدمش و قربون صدقه اش رفتم  . گفتم  میرم آب بخورم تا نمازت تموم بشه
رفتم  توی آشپز خونه دیدم خانومم داره ظرف میشوره بهش گفتم این كیه داره نمازمیخونه گفت: مامانم  

یه ثانیه بعد صدای خدا حافظی اومد خانومم گفت مامان نهار درست كردم   مامانش گفت نه برم تا شوهرت راحت باشه.

میگه الان 16 ساله روم نمیشه برم خونه مادر زنم =))) =)) وااای خدا دلم =)))

ولی چه مادر زن فهمیده ای بوده =)))




+نوشته شده در شنبه بیست و نهم بهمن 1390ساعت0:38توسط █▄▀▄█▓▒░ همسفــر آتــش ░▒▓█▄▀▄█ | |


اومدم آپ کنم ولــی نمیدونــم چرا یادم رفت چی میخواستم بگم

داشتم این آهنگـــو گوش میکردم گفتم بذارم شما هم دی ال کنیـــن

عاشـــق این آهنگـــم ...



http://s1.picofile.com/file/7262869030/34zbol5.gif



یخــورده از متنش:

 

با تو این روزا چقدر آرومم 

تو هم این حالو کنارم داری  

تو میتونی غمو از شونه ی من 

با تموم خوبیات برداری 

تو نگات یه حس آرومی هست 

که همه وجودمو میگیره 

از همین لحظه که با هم هستیم 

غصه از زندگی ما میره



http://s1.picofile.com/file/7299716127/Meysam_Ebrahimi_Hamin_Emroz.mp3.html


+نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1390ساعت13:14توسط █▄▀▄█▓▒░ همسفــر آتــش ░▒▓█▄▀▄█ | |



      ساده لباس بپوش....ساده راه برو..

      اما در برخورد با دیگران ساده نباش..

      زیرا سادگی ات رانشانه میگیرند    

      برای درهم شکستن غرورت..
     

      حسین پناهی

   


http://s1.picofile.com/file/7296516876/fwnr8dry5w2vlsammnr.jpg        

 
     


http://s1.picofile.com/file/7262869030/34zbol5.gif



+نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1390ساعت14:20توسط █▄▀▄█▓▒░ همسفــر آتــش ░▒▓█▄▀▄█ | |


آخ بسه دیگه خدا ....

نمیشه من استعفا بدم ؟!

نمیشه فقط یه مدت کوتاه زندگی نکنم؟

چقدر دوس دارم واسه یه مدت تو کما باشم ..مرگ مغزی بشم ..وای چه حس خوبیه....

خدایا کفر نمیگم..ناشکر نیستم... یه بنده ی بی لیاقتم فقط ... حرفامو به حساب ناشکری نذار..

دارم درد دل میکنم ....



http://s1.picofile.com/file/7262869030/34zbol5.gif




+نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم بهمن 1390ساعت16:51توسط █▄▀▄█▓▒░ همسفــر آتــش ░▒▓█▄▀▄█ | |


       خطا از من است، می دانم....

       از من که سالهاست گفته ام “ایاک نعبد”

       اما به دیگران هم دلسپرده ام

       از من که سالهاست گفته ام ” ایاک نستعین”

       اما به دیگران هم تکیه کرده ام...

       اما رهایم نکن...

       بیش از همیشه دلتنگم...

       به اندازه ی تمام روزهای نبودنم ...



http://s1.picofile.com/file/7262869030/34zbol5.gif



+نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم بهمن 1390ساعت15:15توسط █▄▀▄█▓▒░ همسفــر آتــش ░▒▓█▄▀▄█ | |


        خــــدا هم که باشی.....

        بازهم یک عــده ازتو ناراضــــــــــی هستند...

        خــودت بـاش...


       



http://s1.picofile.com/file/7262869030/34zbol5.gif




+نوشته شده در شنبه بیست و دوم بهمن 1390ساعت14:52توسط █▄▀▄█▓▒░ همسفــر آتــش ░▒▓█▄▀▄█ | |


       من خدایی دارم که برایم تا صبح رازقی می چیند ...

       واگر دل بدهم او مرا می بیند ...

       من خدایی دارم که سر سفره اسرار ازل..

       بهترینهای جهان را که خدایی هستند ...

       بر سر سفره من میچیند ...

       پس بسویش رو می کنم ومیگویم ...

       خداوندا با نام تو امروزم را اغاز میکنم ..

       در این روز به من برکت بخش ..

       کمکم کن تا زیباترین روز را داشته باشم ...

       روزی که با یاد تو باشد سراسر شادی است ...

       سراسر عشق است ومهریانی..

       امروز دو نعمت نعمت سلامتی وشادی را

       از من دریغ مکن خوب من..


        http://s2.picofile.com/file/7285893010/1322301153_28353_f2882280a2.jpg



http://s1.picofile.com/file/7262869030/34zbol5.gif



+نوشته شده در سه شنبه هجدهم بهمن 1390ساعت12:28توسط █▄▀▄█▓▒░ همسفــر آتــش ░▒▓█▄▀▄█ | |

 

بـرای متعـهد بــــودن

لازم نیــست یه حلــقه فـلزی دور انگــشتت بــاشه

مــــــــهم اینــه کـه یه حلــقه از جنـس عشـــق دور قلبــت بــاشه

 

http://kocholo.org/img/images/ua1wbgl4yg059xh0brk.jpg

 

 


http://s1.picofile.com/file/7262869030/34zbol5.gif



+نوشته شده در جمعه چهاردهم بهمن 1390ساعت11:30توسط █▄▀▄█▓▒░ همسفــر آتــش ░▒▓█▄▀▄█ | |


         گاه جلوے آیـــــنه مــے ایستـــم ...

        خودم را در آن می بـینـم ...

        دســت روے شانـه هایــش مــے گذارم ...

        و مے گویــم :

        چه تحملــے دارد ...

        دلــت ...!


        http://s1.picofile.com/file/7269243866/kkh12.jpg



http://s1.picofile.com/file/7262869030/34zbol5.gif



+نوشته شده در شنبه هشتم بهمن 1390ساعت12:27توسط █▄▀▄█▓▒░ همسفــر آتــش ░▒▓█▄▀▄█ | |


             آدم ها زود عوض می شوند..

             آن قدر زود که تو فرصت نمی کنی ،

             به ساعتت نگاهی بیندازی و ببینی

             چند دقیقه میان دوستی ها تا دشمنی ها

             فاصله افتاده است...


           http://s2.picofile.com/file/7268740428/394125_217608388322261_100002193033136_497404_1491231961_n.jpg



http://s1.picofile.com/file/7262869030/34zbol5.gif



+نوشته شده در جمعه هفتم بهمن 1390ساعت23:36توسط █▄▀▄█▓▒░ همسفــر آتــش ░▒▓█▄▀▄█ | |

 

            مثل سیگار است ، خاطــــــره....


            حال می دهد ؛ ... اما ...... از درون می پوسانــــدت ...!


            (▓▓▓(̅(_̅_̅_̅_̅_̅_̅_̅_̅_̅_̅_̅_̅()ڪے



http://s2.picofile.com/file/7262843331/nph9e93slyatmplb7j.jpg             



http://s1.picofile.com/file/7262869030/34zbol5.gif



+نوشته شده در سه شنبه چهارم بهمن 1390ساعت15:32توسط █▄▀▄█▓▒░ همسفــر آتــش ░▒▓█▄▀▄█ | |


دوستی می گفت :

خیلی سال پیش که دانشجو بودم، بعضی از اساتید عادت به حضور و غیاب

داشتند. تعدادی هم برای محکم کاری دو بار این کار را انجام میدادند، ابتدا و

انتهای کلاس، که مجبور باشی تمام ساعت راسر کلاس بنشینی.هم رشته ای

داشتم که شیفته ی یکـی از دختران هـم دوره اش بود. هر وقـت این خانم سر

کلاس حاضر بود، حتی اگر نصف کلاس غایب بودند، جناب مجنون میگفت:

استاد همه حاضرند! و بالعکس، اگر تنـها غایب کـلاس ایـن خانم بود و بـس،

می گفت: اسـتاد امروز همه غایب اند، هیچ کس نیامده. اواخر دوران تحصیل

ازدواج کردند و دورادور می شنیدم که بسـیار خوب و خوش هستـند. امروز

خـبردار شـدم که آگهـی ترحـیم بانـو را با این مضـمون چـاپ کـرده اسـت :

هیـــــــــچ کس زنده نیست . . . همــــــــه مردند...



http://s2.picofile.com/file/7262850214/0kv55m9n3xjpoops4u11.jpg



+نوشته شده در دوشنبه سوم بهمن 1390ساعت23:51توسط █▄▀▄█▓▒░ همسفــر آتــش ░▒▓█▄▀▄█ | |


          از کسی که دلش گرفته نپرسید چرا ؟

          آدمـها وقتی دلیل ِ ناراحتی شان را نمیتوانند بیان کنند دلشان میگیرد


http://s1.picofile.com/file/7262869030/34zbol5.gif


          جسارت می خواهد . . .

          نزدیک شدن به دورتــــــــــــــــــرین افکار زنی . . .

          که روزهـــــــــــــا . . . " مردانه " با زندگی می جنگد ....

          اما شب هـــــــــــــــا . . .

          بالشـــش ازهــق هــق هـــــــــای " زنانه " خیس است...

          آری ! جســــــــــــــــارت می خواهد....



            http://s1.picofile.com/file/7259981284/379057_HQBrCKnu.jpg




+نوشته شده در یکشنبه دوم بهمن 1390ساعت17:46توسط █▄▀▄█▓▒░ همسفــر آتــش ░▒▓█▄▀▄█ | |


             زمانی می رسد


             که تو دیگر قادر نیستی


             بگویی: '' جـــــــبــــران میکنم "


             و الان درست آن زمـــان است...



                http://s1.picofile.com/file/7251511391/57e8.jpg



http://s1.picofile.com/file/7262869030/34zbol5.gif



+نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم دی 1390ساعت17:53توسط █▄▀▄█▓▒░ همسفــر آتــش ░▒▓█▄▀▄█ | |


بابا چی از جونم میخوای؟

خیانت کردی برو باهاش خوش باش چرا دست از سرم برنمیداری ؟ دوست داشتنت

ارزونی خودت..من این دوس داشتنو نمیخوام...التماساتو اشکات دلمو به رحم نمیاره

این دل دیگه اون دل مهربون نیست که برات یه جای امن باشه...

دیگه توش جایی نداری...



http://s1.picofile.com/file/7262869030/34zbol5.gif



دلـــم میخوآست زمان را به عَقَب بآز میــــگردآنَـــــــدمــ

نَه برای اینکــــه آنهایی کــه رفتنـــــــــد رآ بازگـــــردآنَم...

برآی اینکــــــه نگــــــذارَمـ بیـآیَنــــد...



http://s1.picofile.com/file/7262869030/34zbol5.gif



مـــرسی خداجونم  که کمکم میکنی ...امشب آرومم


+نوشته شده در شنبه بیست و چهارم دی 1390ساعت0:43توسط █▄▀▄█▓▒░ همسفــر آتــش ░▒▓█▄▀▄█ | |



دیگه نمیخوام غصه بخورم ...

دلیلای زیادی واسه شاد بودن هست...دلیلایی که حتی میتونه این غمو از دلم بیرون

کنه...مثه خانوادم..

مثه بودن همه کسایی که دوسم دارنو کنارمن...

کسایی که میدونم همیشه شادیمو میخوان و این مدت خیلی اذیت شدن با اینکه با کسی

حرف نمی زنم ولی حس میکنن ناراحتیمو .... ولی دیگه نمی خوام غصه بخورم

واسه گذشته ...

خدایا مثه همیشه کنارم بمون و کمکم کن ..همیشه محتاج نگاه مهربونتم ...



http://s2.picofile.com/file/7247427204/8.jpg



http://s1.picofile.com/file/7262869030/34zbol5.gif



+نوشته شده در جمعه بیست و سوم دی 1390ساعت16:37توسط █▄▀▄█▓▒░ همسفــر آتــش ░▒▓█▄▀▄█ | |


خیال کردی وقتی به همراه دیگری از کنارم میگذری دنیایم به آخر میرسد ؟

دنیایت من بودم که به آخر رسیدم

و تو اکنون هیچ نیستی...


http://s1.picofile.com/file/7246669351/1286220147entezar_nadashtam_mehrdad.jpg



+نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم دی 1390ساعت23:46توسط █▄▀▄█▓▒░ همسفــر آتــش ░▒▓█▄▀▄█ | |


دلــم تــــــنـگ شـــده.....

برای عکس هایی که پاره کردم و سوزانـدمشان...

برای دفتر خاطراتم که مدتهاست دیگر چیزی در آن نمی نویسم....

حـتـی برای آدمهای حسودی که دورو برم می چرخیدند و خـیـلـی دیـــرشناختمشان....

برای بـی خـیـالــی و آرامشی که مدتهاست که دیگر ندارمش.....

خنده هایی که دارم فراموششان می کنم...

و برای خودم که حالا دیگـر خیلی عوض شده ام.....





+نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم دی 1390ساعت15:19توسط █▄▀▄█▓▒░ همسفــر آتــش ░▒▓█▄▀▄█ | |


هی ، فلانی ! زندگی شاید همین باشد ؟

یک فریب ساده و کوچک...

آن هم از دست عزیزی که تو دنیا را جز برای او و جز با او نمی خواهی.

من گمانم زندگی باید همین باشد



http://s1.picofile.com/file/7262869030/34zbol5.gif



 احساساتم سیلی خورده اند

وحشیانه ترین نگاهها , چشمانم را قاپیده اند

هنوز درد خنجرت در پهلویم مرا به نفرت می کشاند

تو که روح شفاف مرا خاکستری کردی

از ته مانده ی وجودم چه می خواهی؟

تنهایم بگذار تمام برگ های احساسم زیر پای عابران لگدمال شد

خش... خش...

صدای خرد شدنشان را میشنوی؟



http://s1.picofile.com/file/7243193010/00070.jpg



+نوشته شده در سه شنبه بیستم دی 1390ساعت14:45توسط █▄▀▄█▓▒░ همسفــر آتــش ░▒▓█▄▀▄█ | |


مثلث...

تو را انتخاب کردم تا هر دومان پایان دهیم تنهایی را....

دیگری را انتخاب کردی...

تا هر سه مان آغاز کنیم تنهایی را...


http://s1.picofile.com/file/7241889030/3yqszqr9q6nv67xec51.jpg



+نوشته شده در دوشنبه نوزدهم دی 1390ساعت14:52توسط █▄▀▄█▓▒░ همسفــر آتــش ░▒▓█▄▀▄█ | |


داره بارون میاد...اینجا مثه دل من بارونیه ... عاشق بارونم....

چقدر این آهنگ سیاوش یوسفی رو دوس دارم این لحظه ...

 


http://s1.picofile.com/file/7262869030/34zbol5.gif



ببار بارون ببار بارون ، دلم از زندگی خونه

دیگه هر جای این دنیا واسم مثل یه زندونه

ببار بارون که دلگیرم..ببار بارون که غمگینم

خرابه حال من امشب دارم از غصه میمیرم

ببار ای نم نم بارون، ببار امشب دلم خسته ست

ببار امشب دلم تنگه ، همه درها به روم بسته ست

ببار ای ابر بارونی ، ببار و گونمو تر کن

مثه بغض دل ابرا، ببار این بغضو پرپرکن

نه دستی از سر یاری پناه خستگی ها شد

نه فریاد هم آوازی غرور خلوت ما شد

ن دلگرمی به رویایی  که من همبغض بارونم

نه امیدی به فردایی که از فردا گریزونم

 

v46po8.gif




+نوشته شده در یکشنبه هجدهم دی 1390ساعت23:19توسط █▄▀▄█▓▒░ همسفــر آتــش ░▒▓█▄▀▄█ | |



درد دارد...

وقتی چیزی را کسر میکنی که با وجودت جمع زده ای...



http://s1.picofile.com/file/7262869030/34zbol5.gif



دلم یه لحظه میخواد

که یکی بپرسه چطوری؟ بگم خوبم

بعد...

بغلم کنه و بگه دروغ بسه...

راستشو بگو ببینم چی شد؟



http://s1.picofile.com/file/7262869030/34zbol5.gif



چقدر سخته کسی نباشه باهاش بغلت کنه و باهاش حرف بزنی... دلم یه آغوش

میخواد ... یه آغوش مثه آغوش مامانم  ولی ....یه آغوش  که ساعتها توش با صدای

بلند گریه کنم ... دوس دارم داد بزنم ولی نه آغوشی هست نه جایی واسه داد زدن...

خدایا کمکم کن تحمل کنم تا وقتی پردیس امتحاناش تموم شه و بیاد .... چقدر دوس دارم

یکی اشکامو پاک کنه .... خسته شدم از این دستمال...دلم یه دست مهربون میخواد....

دستای مهربون مامانمو ...


http://s1.picofile.com/file/7240361933/fotopic_ir_1125_copy.jpg



+نوشته شده در یکشنبه هجدهم دی 1390ساعت11:58توسط █▄▀▄█▓▒░ همسفــر آتــش ░▒▓█▄▀▄█ | |


تنها نشسته ام.... خدای من !....آنقدر خسته ام که تنها تو میدانی !...می دانی ؟!!.....یقین دارم که از عمق تنهاییم آگاهی....

با دیدگانی تار ... می نویسم ... برای تو و برای دل !

دل !....این دل تنگ و تنها ... امروز تنهاتر از هر زمان دیگری هستم.....

تو هستی ! .... در تار و پود لحظاتم.... اما ...

اما.....سهم من از این دنیای رنگی همیشه تنهایی بوده ....

چشمانم را از من مگیر...بگذار تا جان دارم برای تو بنویسم... برای تو و از تو ! ....تویی که مهربانترینی...

خدایا !..........دریاب حال مرا که....از وصف حالم عاجزم....و خسته....

دریاب مرا ! این بنده ی سراسر بغض و حسرت را....

صبر !....صبر را به من هدیه کن !

خدایا !...بگذار دست یابم به هر آنچه که دلم با او آرام میگیرد ...و مگذار ! تو را قسم به خداییت مگذار گناه کنم....

خدایا ! مواظبم باش ! مواظب این روح بی قرار و تنهایم باش !

خدای مهربانم ای بی کران نازنین !...عاشقم بر تو و هر آنچه که به من هدیه می کنی !

بهترین ها را به قلب بی قرار و تنهایم هدیه کن ...ای قدرتمند بی نهایت کریم.

دوستت دارم ای مهربان ...تو را سپاس برای همه ی رحمت هایت ...

با من بمان....خدا....با من که تنها تو نگهدار منی ! به تو و محبت و مهر و هدایتت نیازی مبرم و عمیق دارم.

                     

+نوشته شده در شنبه هفدهم دی 1390ساعت22:53توسط █▄▀▄█▓▒░ همسفــر آتــش ░▒▓█▄▀▄█ | |


بعد از مرگم... قلبم را جدا از من خاک کنید..


من و دلم هیچگاه ، آبمان توی یک جوی نرفت....


http://s1.picofile.com/file/7238503224/388493_216929761723457_100002193033136_495915_1888729374_n.jpg



+نوشته شده در شنبه هفدهم دی 1390ساعت0:9توسط █▄▀▄█▓▒░ همسفــر آتــش ░▒▓█▄▀▄█ | |